|
|
|
|
|
سلام در نيمسال دوم سال تحصيلي ۸۷ -۸۸ موفق شدم تا درس تاريخ تفکراجتماعي در اسلام را در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران به صورت ميهمان با خانم دکتر سارا شريعتي بگذرانم.اين براي من افتخار بس بزرگي بود تا يک ترم تحصيلي در محضر يکي از يادگاران بزرگ مرد تاريخ معاصر و يکي ازپرچمداران تفکر انقلابي اسلام و شاگرد مکتب ابوذر،شريعتي عزيز ، زانوي ادب بزنم و از او چگونه فکر کردن وانديشيدن را بياموزم سارا چندويژگي بارز داشت که دوست دارم در اين جا به آن اشاره کنم: ۱-او بسيار صميمي است و هميشه سعي مي کند در سلام کردن از ديگري سبقت بگيرد، هميشه لبخندي را چاشني سلام گرمش مي کند ۲-مدت بسياري است که در پاريس به سر برده لذا در اداي برخي عبارات و کلمات فارسي دچار مشکل مي شود و در چنين حالتي اين شاگردان هستند که به او مدد مي رسانند ۳-به حکم خراساني بودن و مزيناني بودن،شخصيتي برون گرا دارد و نمي تواند چيزي را از مخاطب، پنهان کند .او بي پرده و بي ملاحظه و پرحرارت سخن مي گويد و درد و احساس دروني در لحن و آهنگ سخنش کاملا" پيداست او با تمام اعضا و جوارحش در کلاس سخن مي گويدو البته از سخن گفتن با دانشجويي که اهل درد است لذت مي برد........ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 15:25 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام و درود بر شما
امیدوارم سال خوشی همواره توام با پیروزی و موفقیت داشته باشید. همانطور که می دونید قرار بود بنده به عنوان مسئول اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان استان گیلان معرفی بشم اما در واپسین روزهای سال ۱۳۸۷ مجبور شدم علی رغم پیگیری های مدیران عزیز و زحمت کش دفترمرکزی مبنی بر انتصاب بنده در این سمت بنا به پاره ای از ملاحظات و مشغله های شخصیم از سمت قائم مقامی در اتحادیه کناره گیری کنم. لذا لازم می دونم تا از همه بچه های خوب و فکور و دوست داشتنی اتحادیه گیلان که در این مدت خیلی چیزها ازشون آموختم و توشه گرفتم تشکر کنم و حلالیت بطلبم.امیدوارم همواره موفق و موید باشید جواد نظری مقدم قائم مقام سابق اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان استان گیلان
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:52 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
یا حق
سلام و عرض ادب احترام شرمنده ایم به مولا چوم چند صباحیه که افاضه فیض نمی کنیم و درفضای مجازی وارد نمی شیم البته بنا به دلایلی سرم یه کمی شلوغ بود . تازه داشتم یه کتاب ترجمه می کردم که الحمدلله کارش تموم شد وچاپ هم شد اسم کتاب امام عصر(عج) از منظر تفکر شیعی و سنی است که توسط مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت دانشگاه امام صادق (ع) چاپ شده . سر بزنید . به زودی میام و... ضمنا امتحانات خوش بگذره
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:21 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر ژوزف فرانسوی می گه دو چیزه که رمز ماندگاری تشیع در طول تاریخه.( البته کسای دیگه هم گفتند) . ۱- عزاداری برای سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) است ۲- امید به فرج ظهور قائم (عج) عنصر اول به جامعه شور می بخشه و جوشش و غلیان درونی آدما را چنیدین برابر می کنه و عنصر امید به انسان می گه که برای وصول به حقیقت هنوز امید هست و به انسان امید حرکت می بخشه . عزاداری برای امام حسین از گذشته های بسیار دور تو جامعه ایران متداول بوده هر قومی هر فرهنگی به تناسب قابلیت های فرهنگی خودش در جهت پاسداشت و تعظیم شعائر اینچنینی قدم برداشته. استادم دکتر ناصر فکوهی استاد بزرگ انسانشناسی فرهنگی در ایران به ما می گفت زنجیرزنی از دوره صفویه به عنوان یک عنصر مسیحیت( ظاهرا ار ایتالیا) وارد ایران شد او می گفت که هنور هم در مناطقی از ایتالیا بعضی از مسیحی ها برای عزا زنجیر می زنند. حالا شاید بگید این حرفای پراکنده چیه که داری می زنی ولی از گفته هام یه غرضی دارم. شاید بعضی ها بگند چون بعضی از این عزاداری ها وارداتی باشه مثل زنجیر زنی اما از نظر من نباید به عنوان عناصر منفی قلمداد بشند .اینها به هویت ملی و دینی ایرانی سازگارند . نمی دونم چرا بعضی ها با تعزیه مبارزه می کنند و می گند "حرام است آقا" اما فراموش نکنیم که وظیفه ما تعظیم این شعائره . درسته شاید بگید آقا فقط نمیشه به عزاداری بدون درک وشعور اکتفا کرد . ما هم قبول دارم ولی حرف ما این است که اگه می خوایم اون حداقل ها حفظ بشه باید از این ها دفاع کنیم . میشه در قالب اینها مفاهیم بلند فلسفه قیام عاشورا را تبیین کرد سخنم را با کلامی از دکتر شریعتی به پایان می برم اگر در صحنه حق علیه باطل نیستی هر کجا که می خواهی باش. چه به نماز ایستاده باشی و چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است
حسینی باشیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:18 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام حضرت دوست چند بار به دوستان قول دادیم یه مطلب توپ در مورد زنان ایران بنویسیم. اما تا می خوام بنویسم مشکلات سرازیر میشه رو سر ما و نمی تونیم قلم بزنیم . الان هم که هفته امتحانات دانشگامونه فلذا سرمون هم خیلی شلوغه .اما برای اینکه مقدمه ای باشه برای مطلب بعدیم امروز سوالم را مطرح می کنم تا ببینم نظر شما در این مورد چیه . پرسش اساسی ما اینه که زنان امروز ما در ایران چه تفاوتی با زنان گذشته ما دارند .آیا اصلا تفاوتی بین این دو احساس می شه ؟ مهمترین ویژگی زنان ایرانی از نگاه شما چی می تونه باشه ؟ اصلا زن ایرانی باید چطور باشه ؟ ما منتظریم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 14:45 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
قابل توجه علاقه مندان به تاریخ زنان ایران
نشریه الکترونیکی زنان http://iichs.org/index.asp?id=419&doc_cat=9 برای این هفته فکر کنم چیز مناسبی باشه |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 20:45 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
۱۱-بايد مسلمانها را از عبادت بازداشت . ... با اين دستاويز كه خداوند از عبادت انسانها بي نياز است . بايد به سختي از حج جلوگيري كرد . و از هر گردهمايي مسلمانها چون نماز جماعت و حاضر شدن در مجلس هاي حسين (ع) و دسته هاي عزاداري و... ۱۲-بايد در خمس ترديد افكند .... گذشته از آن خمس را بايد به پيامبر و به امام پرداخت نه عالم ؛ ديگر اينكه عالمان با پولهاي مردم خانه ، قصر و چهار پا و باغ مي خرند . بنابراين خمس دادن به آنها شرعي نيست . ۱۳-اسلام را بايد دين عقب ماندگي و هرج . مرج معرفي كنيم . واپس ماندگي و ناآرامي و دزدي را به جوامع مسلمان نسبت دهيم . ۱۴-بايد پيام بي بند و باري را در جانهاي مسلمانان دميد ، هر كس هر كاري كه بخواهد مي تواند بكند . نه امر به معروف واجب است نه نهي از منكر .نه آموزش احكام بايد به آنها گفت عيسي به دين خود موسي به دين خود و كسي را در گور ديگري نمي گذارند . و امر و نهي به عهده دولت است نه مردم . ۱۵-بايد با اين دستاويز كه قرآن كم و زياد شده است در آن ترديد افكند . و قرآن هاي ساختگي توزيع كرد بايد آياتي كه در آنها از يهود و نصاري بدگويي شده برداشته شوند . آيات جهاد و امر به معروف حذف شود . ..... در كشور هاي غير عرب از قرائت قرآن به زبان عربي نهي گردد. چنان كه بايد نماز ، اذان و دعا به زبان عربي در كشور هاي غير عربي ممنوع شوند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 17:12 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
۸- پيوستگي مردم با عالمان ديني را بايد كاست و برخي مزدوران را جامه عالمان پوشاند . آنگاه اينان همه گونه كار بد انجام دهند تا مردم به هر عالم ديني مشكوك شوند و نتوانند كه دريابند كه اين عالم است يا مزدور. ... يكي از راههاي كاهش دلبستگي مردم به عالمان ديني گشايش مدارسي است كه مزدوران وزارت در آن كودكان را به گونه اي بپرورانند كه عالمان ..... را دوست نداشته باشند. ۹- پراكندن 4 چيز ضروري است شراب ، زنا قمار و گوشت خوك آشكارا يا نهاني .كتاب به همكاري با يهوديان مجوس و صائبان كه در سرزمين هاي اسلامي زندگي مي كنند فرا مي خواند تا اين امور زنده نگداشته شوند . از وزارت مستعمرات مي خواهد تا از خزانه خود براي كارمنداني كه امور را مي پراكنند حقوق مشخص نمايد . هر كه توانست اين امور را گسترده و همه گير كند جايزه دهد و تشويق شود ۱۰-كتاب همچنين سفارش مي كند از ربا به هر شكل ترويج شود .اين كار افزون بر اينكه اقتصاد ملي را ويران مي كند .مسلمانان را در شكستن قوانين قرآن جرات مي بخشد.هر كه يك قانون را بشكند شكستن ديگر ق.انين برايش آسان مي شود . كتاب توصيه مي كند كه به مسلمان ها بگويد كه فقط رباي مضاعف حرام است زيرا قرآن مي گويد :" ربا را دو چندان افزوده نخوريد" . و همه گونه هاي ربا حرام نيست .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 13:37 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
در اين پست به نقشه استعمارگران كه در قرن 18 ميلادي به صورت دستورالعمل به عمالشان ابلاغ شده بود اشاره مي كنيم .اين مطالب از خاطرات مستر همفر جاسوس معروف انگليسي اخذ شده . احساس کردم با این کار با بعضی عوامل و مناشی جریان ساز در تاریخ اجتماعی ایران همیشه سرفراز بیشتر آشنا خواهیم شد. مستر همفر به نقل از كتاب اهدايي دبير كل وزارت مستعمرات( چگونه اسلام را در هم كوبيم ) به خود مي نويسد . كتاب به موارد زير سفارش مي كند : 1- زنده كردن فرياد هاي قومي، سرزميني، زباني، نژادي و مانند اينها در ميان مسلمانها چنان كه بايد به مسلمانها سفارش كرد كه به تمدن گذشته كشورهاي خود و قهرمانان پيش از اسلام توجه كنند : همچون زنده كردن فرعونها در مصر، دو گانه پرستي در ايران ، تمدن بابلي در عراق و ... 2- بايد پدران را از پسران جدا كنيم تا فرزندان به پرورش پدران گردن ننهند و تربيت آنان به دست ما بيفتد و ما آنان از عقيده ، تربيت ديني و پيوستگي با عالمان دور كنيم . 3-بايد زنان را تشويق كنيم كه چادر از سر بيفكنند زيرا حجاب را خليفگان بنب عباس رايج كردند و اين يك عادت اسلامي نيست .... آنگاه كه زن چادر از سر افكند ، جوانان را تشويق كنيم كه به سوي آنان بروند تا فساد در ميانشان افتد . در ابتدا بايد زنان غير مسلمان جادر از سر بردارند تا زنان مسلمان نيز سر در پي آنان نهند 4- نماز هاي جماعت را بايد با نسبت دادن فسق به امام جماعت و آشكار كردن بدي هاي او وننيز دشمني انداختن - با شيوه هاي گوناگون - در ميان امام و پيروانش برافكند . 5-حسينيه ها را بايد با اين دستاويز كه بدعت هستند و در زمان پيامبر نبودند مورد ترديد قرار داد و ويران كرد ، چنان كه مردم را بايد به هر حيله از رفتن به ابن مكان ها باز داشت . سخنرانان را كاهش داد مالياتهاي ويژه اي بر سخنراني بست تا خود سخنرانان و صاحبان حسينيه آن را بپردازند . .......... ادامه دارد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 13:43 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام و درود مجدد. بابا آخه من نمی دونم این مصیبت دیده ها دیواری کوتاه تر از دیوار ما پیدا نمی کنند .ضعیف تر از ما نبود . آخه مگه من چه هیزم تری بهت فروختم . اصلا بگو ببینم مگه من در جهت تشویش اذهان عمومی عمل کردم . بای ذنب هککتنی هان !! بابا ما که هم خودی هستیم هم نخودی . شاید به خاطر پست قبلی خواستی حال ما را بگیری . تو مطالب گذشته وقتی در مورد ویژگی های منفی ایرانی ها براتون گفتم یادم رفت این مورد رو به موارد دیگه اضافه کنم . راستیش چی کنیم بعضی چیزا را باید آدم بچشه به قول معروف باید مصیبت ببینی تا وفهمی دنیا دست کیه . آنچه نیاموختم از اوستاد سیلی ایام به من یاد داد اما طرف مثل اینکه فراموش کرده بود ایرانیان در هوشیاری و ذکاوت و سیاست و دیانت (حالا اصلا چه ربطی داشت ) خلاصه تو همه چیز دست همه را از پشت بستند به طرفه العینی راه رو پیدا می کنند .آهان عزیزم به هر حال خواستیم بگیم ما هنوز زنده این و تا زنده ایم نهضت ادامه دارد . این اثر جنایت تاریخی را که نسبت به برادر کوچک شما روادشته اند فعلا این جا می زارم تا درس عبرتی باشد از برای آیندگان و همسالان و گذشتگان اون طرف و گذشتگان من حقیر همه با هم بخوانیم رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلوات
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 20:22 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
آيين زردشت خالق وسعت كويري ايران ! نكته اي كه اين بار مي خواهم با شما در ميان بگذارم شايد در حد يك فرضيه باشد شايد هم حكايتي از واقعيت هاي جغرافيايي فرهنگی ايران . به هر حال لازم دانستم تا در اين جا به اين مسئله اشاره كنم تا با هم به بحث بنشينيم و پيرامون صواب يا ناصواب بودن اين نگاه بیشتر تامل كنيم . يكي از صاحبنظران حوزه مطالعاتي فرهنگ و تمدن ايران و جهان بر اين باورند كه آيين زردشتي يكي از مهمترين عوامل كويري بودن جفرافياي ايران محسوب مي شود . همانطور كه مي دانيد روشن كردن و روشن نگاهداشتن آتش در معابد زردشتيان يك امر عبادي محسوب مي شد . . اين آتشها بايد به صورت مداوم روشن نگاه داشته مي شد . در بعضي منابع بيان شده است كه بعضي زردشتيان در خانه نيز آتش روشن مي كردند . و روشن كردن آتش در خانه به عنوان يك امر مستحب موكد تلقي مي شد . فلذا براي روشن كردن و روشن نگاهداشتن مداوم آتش چاره اي نبود جز قطع درختان و بوته ها و ... و اين مسئله را مي توان به عنوان عامل مهم كويرزايي در ايران به شمار آورد. آيا شما با اين نظر موافقيد ؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 13:49 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
.......؟؟؟؟
در كلاس درس تاريخ اجتماعي ايران استاد علي ابوالحسني به نكات قابل تاملي اشاره شد كه لازم مي دانم در اين جا به طرح آن بپردازم . موضوع بحث ويژگي ها و خصائل منفي مردم ايران بود . استاد به اين امر اشاره كردند كه سه خصلت منفي و مذموم مي توان براي ايرانيان برشمرد . 1- تك روي 2- عدم آينده نگري 3- گريز از قانون نظراتی كه در مورد ويژگي اول ( جداي از نظر استاد) مطرح شده كه من به آن اشاره مي كنم در مورد تك روي : عموما ما از كار جمعي گريزانيم . در تحقيقات عموما كمتر كارها به صورت جمعي دنبال مي شود. ما ايراني ها در ورزش هاي كه بر قابليت هاي فردي استوارند مثل كشتي و تكواندو و شطرنج خيلي موفق تريم برعكس فوتبال وديگر ورزش هاي جمعي .در كلاس هاي درس دانشجويي معدودند افرادي كه به صورت گروهي با هم درس بخوانند و يا به اصطلاح با هم مباحثه كنند و......
در مورد خصلت سوم يعني گريز از قانون كه قضيه كاملا روشن است . اما نظر استاد اين بود كه اين خصلتي است عارضي كه عوامل محيطي اجتماعي موجد آن بوده . ايشان ريشه پيدايش اين خصلت مردم ايران را در جريان مشروطه جستجو مي كردند . و مي گفتند از آن جايي كه روحانيت در ميان مردم ايران از جايگاه و پايگاه اجتماعي بالايي برخوردار بود كنار زدن روحانيون از جمله شيخ فضل الله و بهبهاني و طباطبايي از طرف مجلسيان آن زمان كه در راس آنها سيد حسن تقي زاده حضور داشت و غالب شدن افكار غربگرايانه امثال تقي زاده در مجلس موجبات سلب اعتماد مردم از مجلس و در نتيجه عدم پايبندي به قوانين مصوبه آنان را فراهم كرد. و مي توان گفت كه ريشه قانون گريزي مردم ايران را بايد در جريان مشروطه دنبال كرد . نظر شما در اين مورد چيه ؟ حتما برام بنويسيد . ضمنا اگه خصلت هاي منفي ديگري از مردم ايران سراغ داريد مطرح كنيد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 16:26 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
آن زمان روي صندلي نشستن معمول نشده بود
بد نيست كه بدانيد: آن زمان با كفش آمدن به اتاق كاملا امر قبيحي بود. و روي صندلي نشستن معمول نشده بود . بدون لباس بلند از قبيل عبا يا لباده به حضور بزرگان رفتن بي ادبي و اصلا بي لباس بلند بودن، جلف و سبك بود ( درست برعكس زمان حال كه اصولا همه ترجيح مي دهند لباس هاي تنگ و بدن نما به تن كنند) . يقه و دستمال گردن زدن خيلي نادر بود و تقريبا منحصر بود به كساني كه مدتي را در اروپا اقامت داشتند آن هم نه همه كس و غالبا اسباب زحمت هم بود . بسياري از مواقع ، افراد متعرض فوكليها مي شدند .و اگر فحش و كتك در كار نبود استهزا و تمسخر كم ترين واكنش مردم بود . با كارد و چنگال غذا خوردن آن زمان معمول نبود و مردم عموما با دست غذا مي خوردند. علي اكبر سياسي كه يكي از شاگردان مدرسه علوم سياسي در آن زمان به شما ر مي آيد در اين باره مي گويد : در تهران وسايط نقليه عبارت بودند از الاغ و اسب و قاطر و در دو سه خيابان واگنهاي اسبي و تعداد معدودي درشكه . چند عدد كالسكه هم ديده مي شدند .كه تعلق داشتند به معدودي از شخصيتهاي متعين .درشكه كرايه اي را كه كرايه اش براي هر كورس دو قران بود مردم بيشتر براي تفريح يا خود نمايي سوار مي شدند . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:44 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالی شهادت ششمین اختر درخشان آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق (ع) را به محضر شمادوستداران خاندان عصمت و طهارت (ع) تسلیت عرض می نمایم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:13 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
این کافر را ببین که روز تاسوعا هم
عینک می زند
در كتاب ريشه هاي تجدد دكتر چنگيز پهلوان به نكته جالبي برخوردم كه طرح آن را در اينجا خالي از لطف نديدم . به هر حال نوع نگاهي كه مردم ايران از ديرباز به مظاهر مدرنيسم داشتند ونيز نوع رفتار و واكنشي كه كه در مقابل آن از خود به نمايش مي گذاشتند كمي تا قسمتي قابل تامل و در پاره اي از نقاط جالب به نظر مي رسد . . در زير به گوشه اي از اين رفتار خواهيم پرداخت . درج اين مطلب به منزله اين نيست كه نگارنده قائل بر تسليم بودن تام در مقابل مظاهر مدرنيسم باشد. بلكه اين صرفا روايتي است از رفتار هاي اجتماعي مردم ايران در سال هاي 1278 شمسي كه فروغي رئيس مدرسه علوم سياسي به آن اشاره دارد. عينك زدن جوانها آن زمان خيلي به نظر غريب مي آمد و حمل بر خودنمايي و فرنگي مآبي مي شد .اتفاقا من از جواني چشمم نزديك بين بود و از اين بابت در كوچه و بازار به زحمت بودم . دوستي داشتم كه به من اصرار مي كرد تا عينك بزنم و مي گفت هرچه تاخير كني چشمت ضعيف مي شود . ناچار عينكي شدم . يك سرشب در كوچه اي مي رفتم كوچه هم تاريك بود وهم ناهموار و من در حركت در زحمت بودم .مكرر خم مي شدم و سعي در ديدن پيش پاي خود مي كردم . يكي از بچه هاي كوچه كه عجز مرا ديد گفت آقا عينك را برداريد تا چشمتان ببيند . وقتي يكي از كسان من كه او هم عينك مي زد روز نهم محرم در كوچه اي شنيد يكي به ديگري مي گويد اين كافر را ببين كه روز تاسوعا هم عينك مي زند
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 14:15 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
فرهنگ اسمگذاری در خانواده های ایرانی مطالب زیر برگرفته از مشاهدات پژوهشگر فرانسوی آقای هانری ماسه می یاشد.
سابقا بچه را در هفتمين روز تولد نام گذاري مي كردند و به اين مناسبت گوسفندي قرباني مي كردند . شب هفتم زايمان قابله تا مي تواند از زنان دعوت به عمل مي آورد . زنان ميهمان بچه را دست به دست مي گردانند . و بعد ماما بچه را به مادرش مي دهد . حاضرين شيريني مي خورند و هر كسي هديه اي به قابله مي دهد .... در شب هفتم بچه را به هيچ عنوان نبايد روي زمين گذاشت ... مسن ترين فرد خانواده اسامي منتخب را روي چند ورقه مي نويسد و ميان اوراق قرآن جاي مي دهد. آنگاه قرآن را باز مي كنند و به اولين اسمي كه برخوردند مي پذيرند و بچه را بدان نام مي نامند . توصيف راموريه در سفرنامه خود ( سفر دوم. در شيراز) :پدر كودك دوستان خود و چند نفر ملا را دعوت مي كند .پدر كودك 5 اسم را كه روي چند برگ جداگانه نوشته شده به ملا مي دهد . اين برگها را در لابلاي قرآن قرار مي دهند يا در زير و كنار فرش . بعد سوره حمد را مي خوانند .و پدر به طور تصادفي يكي از آن برگ ها را بيرون مي كشد نام بچه همان خواهد بود. يكي از ملايان اين نام را به گوش بچه زمزمه مي كند و كاغذ را در قنداق بچه مي گذارند . اگر بچه به اسم يكي از امامان نامگذاري شود اين امام در حقيقت هستي بچه را تضمين مي كند در اينصورت والدين بچه نذر مي كنند . اين نذر يا به صورت پول نقد است كه شب عاشورا بين فقرا تقسيم خواهد شد .يا انجام يك كار مقدس يا تدارك يك ميهماني در اعياد مذهبي . از چندي به اين طرف در خانواده هاي طبقه بالاي جامعه چنين مرسوم شده بود كه نام هاي قديمي ايرانيكه از دوره ساساني و اشكاني اقتباس شده بود را بر روي بچه مي گذاشتند . مانند رستم - جمشيد - شاپور- اردشير - بهرام . و همينطور در مورد دختران مانند شيرين - ناهيد - پروين - ايران- توران . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 12:32 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خبر صدور حکم اعدام صدام را که حتما شنیدید. من این خبر را به همه مردم مظلوم عراق و به جوامع اسلامی تبریک می گم . چرا که عقیده دارم صرف نظر از اینکه صدام ضررهای بسیاری را بر ما ( ایران )تحمیل کرد برای اسلام و جوامع اسلامی یک لکه ننگ بود . ولی امیدوارم که این خبر فقط یک عملیات تبلیغاتی اغواگر نباشد . و اعدام صدام به صورت علنی و در مقابل چشمان ملت عراق انجام بپذیرد . ان الباطل کان رهوقا" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 20:36 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
نكته لطيف: مي گويند مردي كاغذي را براي يافتن يك سكه 5 ريالي در دل شب ظلماني آتش زد و در پرتو روشنايي آن كاغذ مشتعل سكه را پيدا كرد و از اين كار و نتيجه بسيار راضي و خرسند شد . لكن در هنگام صبح آن آفتاب عالمتاب دميد او با كمال حيرت مشاهده كرد كه يك اسكناس هزارتوماني را جهت يافتن آن سكه كم ارزش به آتش كشيده است. به راستي تا كنون انديشيده ايم كه به دنبال چه هستيم و به كدام سو و جهت در حركتيم .و استعداد و توانايي خويش را در چه راهي صرف مي كنيم . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 15:12 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام حضرت حق به نظر شما شناخت و آگاهي ملت ها از فرهنگ و تاريخ و تمدن خويش به چه ميزان در پيشرفت و تعالي آن كشور تاثير گذار است ؟
آيا اساسا تكيه بر ميراث گذشتگان مي تواند موجبات تعالي و شكوفايي ملت ها را فراهم آورد . چگونه ؟ بعضي قائل بر اين هستند كه اصولا تكيه صرف بر ميراث گذشتگان يعني نوعي جمود و يعني سكون و باز ايستادن از حركت رو به جلو . بعضي مي گويند كه پيشرفت فقط در سايه توجه به گذشته ميسور خواهد بود. شما چه مي گوييد ؟؟؟؟ منتظر نظرات شما هستم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 19:50 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|||
روند کشف حجاب در ایراننيلوفر كسري
ساختار طبيعي فلات ايران در طول اعصار تاريخي اين مرز و بوم و مركزيتي كه به دليل داشتن پل ارتباطي بين شرق و غرب عالم داشت باعث شد كه اين سرزمين ساليان سال در معرض يورش و تهاجمات اقوام و ملل گوناگون قرار گيرد. بديهي است كه اين يورشها توسط اقوامي كه داراي فرهنگ و اعتقادات ويژه خود بودند صورت ميگرفت و شديدترين فشارها را بر فرهنگ بومي و سنتي جامعه به وجود ميآورد. بدين گونه قوم ايراني كه از اعصار باستان اعتقاد به پوشيدگي و مستوري زن داشت و حتي خدايان و الهههاي خود را در اوج پاكي و قداست ميپرستيد و با قبول دين اسلام و تأكيد و تأييد اين دين بيش از پيش بر پوشيدگي زنان دقت ميكرد، تحت فشارهاي گوناگون قرار گرفت : « هجوم مغول بعينه نمونهاي از اين فشارها مبني بر حضور زن بدون پوشش در مجامع عمومي بود كه پس از قدرت گرفتن حكومتهاي شيعي مذهبي چون سربداران و صفويان منتفي شد و زن ايراني با پوشش همچنان به حضور خود در اجتماع ميپرداخت.» دوران قاجاريه به عنوان نخستين دوران رويارويي نزديك با غرب حائز اهميت بود. ايرانيان نخستين تجربيات تلخ شكست از غرب را در جنگهاي ايران و روسيه آزمودند و به ناچار به تفوق نظام جنگي و علمي آنان آگاه شدند. بروز جنگهاي ايران و روس، روابط ايران را كه ساليان سال به دليل جنگهاي داخلي از اوضاع جهاني بي خبر بود گسترش داد و رفت و آمد خارجيان فزوني گرفت. از سويي ديگر اعزام محصلين ايراني به خارج از كشور به منظور كسب علوم و فنون جديد، ايرانيان را با سبك زندگي غربي آشنا كرد. همين رفت و آمدها به دربار و ارتباط خارجيان با ايرانيان در نوع پوشش مردان تأثير گذاشت و كم كم استفاده از پيراهن و كفش چرمي معمول گشت. تغيير لباس زنان اندرون نيز پس از سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا آغاز شد و به تدريج از حرمسراي شاهي به خانه اعيان و ساير اقشار جامعه سرايت نمود. اما پوشش زنان در بيرون از خانه تا دوره مشروطيت و مدتي پس از آن به همان شكل سنتي (چادر، چاقچور و روبنده) بود. تحولات سياسي ايران پس از انقلاب مشروطه در جامعه زنان بي تأثير نبود، به ويژه آنكه احزاب سياسي و گروههاي متعدد مسئله تعليم و تربيت زنان و اصلاح وضعيت آنان را در رأس برنامه خود قرار داده بودند. آنان يكي از عوامل اصلي متمدن بودن را حصور زنان در عرصه اجتماع ميدانستند و مانع اصلي اين حضور را در سبك و شيوه زيستي و سنتي جامعه و نوع پوشاك جست وجو ميكردند. بنابر اين به دنبال يك سري انتقادات نسبت به حضور زنان در اندروني، خواستار حضور آنان در جامعه بودند. بدين منظور يك جريان پنهان اما مستمر با بيان آزادي زن از اسارت بين تجددخواهان بروز كرد. اينان خواستار حضور زن در عرصه اجتماعي بودند و از وضع حجاب سخن به ميان ميآوردند. با روي كار آمدن رضاشاه كساني كه ترك سنت و اخذ فرهنگ غربي را مهمترين عامل پيشرفت ميدانستند در پستهاي كليدي كشور قرار گرفته و مسئوليتهاي حساسي را برعهده گرفتند .اينان سياست « مدرن» كردن كشور را در زمينههاي اداري، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مد نظر قرار دادند. در اولين مرحله سياست نوسازي فرهنگي پوشاك مردان مورد توجه قرار گرفت و با وضع قانون 1307ش جز طبقه روحانيان، كليه اتباع ذكور ايراني موظف شدند به لباس متحدالشكل درآمده و كلاه خارجي با نام كلاه پهلوي بر سر بگذارند. با اجراي اين قانون كه بلافاصله در ادارات دولتي و خصوصي و سطح شهر اجرا شد به تدريج از تعداد افراد كه مجاز از استفاده از لباس روحانيون بودند كاسته شد. سفر رضاشاه به تركيه در سال 1313ش اثر عميقي بر نگرش او نسبت به ميزان استفاده از پوشاك غربي و ديگر الگوهاي غربي گذاشت. از آن به بعد جهت جبران عقب ماندگي ايرانيان تركيه ملاك و الگوي پيشرفت شد. اولين اقدام رضاشاه پس از بازگشت از سفر تركيه تغيير كلاه پهلوي به كلاه شاپو به عنوان كلاه بينالمللي بود. سپس در فاصله سالهاي 1313ش تا 1314ش به منظور آماده ساختن افكار عمومي جهت كشف حجاب اقدامات وسيع تبليغاتي صورت پذيرفت و كم كم در مدارس و جشنهاي فرهنگيان حجاب ممنوع گشت. به دنبال اين سياست، رضاشاه در اوايل خرداد 1314ش به كليه وزرا، مديران ، رؤسا و كارمندان دولت دستور داد كه هفتهاي يك شب با خانمهاي خود در كلوپ ايران حضور يابند. او به حكمت وزير فرهنگ امر كرد كه مدارس زنانه معلمان و دختران ميبايست بدون حجاب باشند و اگر زن يا دختري امتناع كرد او را به مدارس راه ندهند. از سويي ديگر به پارهاي از فرهنگيان دستور داده شد كه جمعيتي تشكيل داده و با حمايت دولت پيشقدم نهضت آزادي زنان گردند. اين جمعيت بعدها « كانون بانوان» نامگذاري شد. با اين تمهيدات در آبان ماه سال 1314ش به هنگامي كه شاه پس از بازگشت از سفر مازندران از ميزان موفقيت و پيشرفت بي حجابي بانوان سؤال كرد وزير معارف پاسخ داد: « اكنون دختران خردسال با روي گشاده به مدرسه ميروند ولي نسبت به زنان سالخورده، تنها اين اقدام معارف كافي نيست، بايد در خانوادههاي عالي مملكت يك عمل جدي به ظهور برسد. اگر شخص اعليحضرت پيشقدم شوند، مردم هم تأسي خواهند كرد.» بالاخره در روز 17 دي ماه 1314ش در عمارت دانشسراي عالي تهران با حضور شاه و خانوادهاش جشني برپا شد تا ديپلم فارغالتحصيلان به آنها اعطا شود. در اين مراسم رؤساي مدارس و همسران صاحب منصبان عالي رتبه و همسر و دختران شاه بدون حجاب ظاهر شدند و اين روز به نام روز آزادي زن و كشف حجاب نامگذاري شد. از آن پس جشنهاي متعددي برگزار شد و مقامات عالي رتبه مملكتي و نظامي، رؤساي ادارات و كارمندان با زنان بي حجاب خود شركت ميكردند. از سوي ديگر در يك اقدام خشن از سوي نيروي انتظامي در سراسر كشور حجاب زنان شامل چادر و چاقچور و روبنده از سر آنان به زور برداشتهشد.
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:36 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||||
|
|
|
|
|
آداب و فرهنگ حمامها در ایران سابقاً در همه جاي ايران حمام عمومي وجود داشت و اهالي محل اقلاً هفته اي يک بار به منظور نظافت به حمام مي رفتند. با اين تفاوت که مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام مي گرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتي چند ساعت بعد از ظهر حمام در اختيار زنان بود. امروز هم حمام عمومي در غالب نقاط ايران وجود دارد، منتها فرقش با حمامهاي قديم اين است که در حمامهاي قديم از خزينه استفاده مي شد؛ ولي در حمامهاي عمومي جديد دوشتهاي متعدد جاي خزينه را که به هيچ وجه منطبق با اصول بهداشتي نبود گرفته است. در حمامهاي عمومي خزينه دار که امروزه در ايران کمتر وجود دارد سنن و آدابي را از قديم رعايت مي کردند که بعضاً جنبه ضرب المثل پيدا کرده است. يکي از آن آداب اين بود که هر کس وارد حمام مي شد، براي اظهار ادب و تواضع نسبت به افراد بزرگتر که در صحن حمام نشسته، مشغول کيسه کشي و صابون زدن بودند، يک سطل يا طاس بزرگ آب گرم از خزينه حمام بر ميداشت و بر سر آن بزرگتر مي ريخت. البته اين عمل به تعداد افراد بزرگ و قابل احترام که در صحن حمام نشسته بودند تکرار مي شد. و تازه وارد وظيفه خود مي دانست که بر سر يکايک آنان با رعايت تقدم و تأخر آب گرم بريزد. بسا اتفاق مي افتاد که يک يا چند نفر از آن اشخاص مورد احترام در حال کيسه کشيدن و يا صابون زدن بودند و احتياجي نبود که آب گرم به سر و بدن آنها ريخته شود، مع ذالک اين عوامل مانع از اداي احترام نمي شد و کوچکترها به محض ورود به صحن حمام خود را موظف مي دانستند که يک طاس آب گرم بر سر و بدن آنها بريزند و بدن وسيله عرض خلوص و ادب کنند. از آداب ديگر در حمام عمومي خزينه دار قديم اين بود که اگر تازه وارد کسي از آشنايان و بستگان نزديک و بزرگتر از خود را در صحن حمام مي ديد، فوراً به خدمتش مي رفت و به منظور اظهار ادب و احترام او را مشت و مال مي داد يا اينکه ليف صابون را به زور و اصرار از دستش مي گرفت و پشتش را صابون مي زد. سنت ديگر اين بود که هر کس وارد خزينه حمام مي شد به افرادي که شست و شو مي کردند سلام مي کرد و ضمناً در همان پله اول خزينه دو دست را زير آب کرده، کمي از آب خزينه بر مي داشت و به يکايک افراد حاضر از آن آب حمام تعارف مي کرد. براي تازه وارد مهم و مطرح نبود که افراد داخل خزينه از آشنايان هستند يا بيگانه، به همه از آب مفت و مجاني تعارف مي کرد و مخصوصاً نسبت به افراد بيگانه بيشتر اظهار علاقه و محبت مي کرد زيرا آشنا در هر حال آشناست، و دوست و آشنا احتياج به تعارف ندارند. در هر صورت اين رسم از قديمترين ايام يعني از زماني که حمام خزينه به جاي آب چشمه و رودخانه در امر نظافت و پاکيزگي مورد استفاده قرار گرفت، معمول گرديد. بي فايده نيست که اطلاعات زير درباره حمامهاي قديم و آداب حمام رفتن، از نوشته شادروان علي جواهر کلام نقل شود: «در عهد قاجاريه حمام رفتن در فصل زمستان کار دشواري بود و غالب مردم اواخر پاييز حمام مي رفتند و تا شب عيد رنگ حمام را نمي ديدند. اين وضع منحصر به ايران نبود، فرنگيها هم تا پيش از جنگهاي صليبي اصلاً اطلاعي از حمام نداشتند و همين که ايام جنگهاي صليبي به شرق آمدند با حمام آشنا شدند. مع ذالک باز هم تا مدتي بعد از آن حمام نرفتن در فرنگستان مد بود و مشهور است که يکي از ملکه هاي فرانسه هميشه افتخار مي کرد که پنجسال است به حمام نرفته است. حمامهاي قديم معمولاً چند متر از سطح کوچه و بازار پايينتر بود؛ چون اگر غير از اين مي بود آب به خزانه سوار نميشد. سر در حمام شکل ديو و رستم و يا شيطان و مالک دوزخ را نقاشي مي کردند و هنوز هم بنده فلسفه آن را نفهميده ام که نقش شيطان و ديو و رستم، با سر در حمام، چه مناسبت دارد. در هر صورت چندين پله پايين مي رفتيم تا به سر بنه يا رختکن مي رسيديم. "بينه" يک حياط سرپوشيده اي بود که وسط آن حوض بزرگي قرار داشت. اطراف بينه سکوهاي بلندي ديده مي شد که در آنجا رخت مي کندند. استاد حمامي در کنار يکي از آن سکوها يا بالاي يکي از سکوها مي نشست و جعبه دخل را هم بغل دستش مي گذاشت. از سقف بينه چراغ بزرگ گرد سوز و گاهي هم چهلچراغ تا بالاي حوض آويخته بود. دور تا دور سکوهاي رختکن تير مي گذاشتند و به آن تيرها گويهاي شيشه اي رنگارنگ مي آويختند. يک تغار (کاسه بزرگ سفالين) محتوي آلو و آب آلو روي چهارپايه نزديک حوض بود و چندين کاسه کوچک با قاشقهاي چوبي پهلوي تغار مي گذاشتند. در ايام زمستان به جاي آب آلو، لبو و آب لبو را با کمي سرکه توي تغار مي ريختند. علاوه بر استاد حمامي يک نفر به نام "جامه دار" يک نفر به اسم "مشت و مالچي" و يک نفر هم به عنوان "پادو" در سر بينه حضور داشتند و تا مشتري وارد مي شد، پادو کفش مشتري را زير سکو مي گذاشت و يک لنگ خشک روي سکو پهن مي کرد. مشتري که لخت مي شد، پادو يک لنگ ديگر به او مي داد. مشتري آن لنگ دوم را به کمر مي بست. لباسهايش را توي آن لنگ اول مي پيچيد و از سکو پايين مي آمد. از دالان تاريکي مي گذشت، و در صحن حمام را مي گشود و توي حمام مي رفت. در اينجا چند شاه نشين و چند ايوان و چند طاق نما و يک حوض کوچک آب سرد بود و کارگران داخل حمام عبارت بودند از چند دلاک و يک پادو، آبگير و دو سه پادو....» اين نکته جالب هم ناگفته نماند که ايرانيان تا عصر قاجاريه توي خزانه حمام نمي رفتند، زيرا به گفته مورخ معاصر شادوران رحيم زاده صفوي همه حمامهاي ايران، درهايش بسته بود و يک روزنه به نام آخور مي ساختند که به خزانه متصل بود و از آنجا آب برداشته خود را مي شستند. در آن زمان مردم توي خزانه نمي رفتند و درهاي خزانه ها فقط قرن گذشته باز شد و موجب کثافت گرمابه ها گشت. منبع : سایت فرهنگسرا |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:17 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
دکتر الویری از صاحبنظران و پژوهندگان برجسته حوزه تاریخ وتمدن اسلامی به شمار می آیند . ایشان دارای مدرک کارشناسی ارشد معارف اسلامی و تبلیغ از دانشگاه امام صادق (ع) و مدرک دکترای تاریخ تمدن ایران و اسلام از دانشگاه تهران می باشند . در این قسمت بخشی از سخنرانی ایشان با موضوع رابطه اسلام و ایران تقدیم حضور شما عزیزان می گردد. خلاصه سخنرانی دکتر محسن الویری " رابطه اسلام و ایران ؛ رویکرد تمدنی " نظریه پردازان تمدن ، عوامل مختلفی را برای شکل گیری یک تمدن بر شمرده اند. گر چه تاثیر باورهای دینی در فرآیند توسعه و بالمال تمدن به طور نسبی مورد توجه نظریه پردازان قرا رگرفته است؛ ولی عنصر دین به عنوان جوهره تمدن هنوز جایگاه شایسته در این نظریه ها نیافته است. از سوی دیگر درباره نقش و رسالت دین هم اندیشمندان دین شناس و نیز جامعه شناسان دین دیدگاههای متفاوتی ارایه کرده اند . اگر دامنه هدایت که رسالت اصلی دین است تمدن سازی را نیز در بر بگیرد آنگاه می توانیم از توانمندیهای دین و آموزه های دینی در حوزه تمدن سازی و ساز و کار آن نیز سخن به میان آوریم. آموزه های دین در حوزه تمدن سازی با هر قوت و توانی که باشد بسان بذری است که مادام که در محیطی مناسب افشانده نشود، جامعهعینیت و تحقق بیرونی بر تن نخواهد کرد. بررسی وضعیت ایران پیش و پس از ظهور اسلام و پس از گرویدن ایرانیان به این جامعه می تواند ما را به سمت درکی کلی از از تعامل بین آموزه های دینی و در حوزه تمدن سازی و ایران رهنمون باشد. مطالعات تاریخی نشان می دهد که یکی از سرزمین هایی که اسلام توانست توانمندی خود برای تمدن سازی به اثبات برساند ایران زمین بود. در نگاه کلی می توان گفت برترین خدمت ایران به اسلام فراهم ساختن زمینه ای برای تجلی قدرت تمدن سازی دین بود و از جمله خدمتهای اسلام به ایران نیز سمت و سو دادن به توان تمدنی ساکنان این سرزمین دیرین بود. ا منبع : سایت مهرنیوز |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 16:21 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام به همه علاقه مندان عرصه فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران اسلامی.
از این به بعد می خواهیم در این وبلاگ به گوشه ای ازحوادث و رخدادهای تاریخ پرفراز و نشیب ایران اسلامی بپردازیم. امید دارم که مطالب مندرج در این وبلاگ برای همه پژوهندگاه و مشتاقان مطالعات تاریخی مفید فایده باشد. ایمیل بنده هم هست می توانید هر نکته ای که نیاز می بینید برای بنده بفرستید . یا علی
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 15:25 توسط جواد نظری مقدم .
|
|
||